|
چشم انتظار باران او خواهد آمد
| |||
|
|
آبادی بتخانه زویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست [ 91/02/27 ] [ 8:58 ] [ مهدی ]
کلام خدا ووحی الهی ، عامل حیات بخش جوامع بشری است : یا ایها الذین ءامنو استجیبوا لله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم، (1)وحی ونبوت ،زنده کننده جامعه انسانی است وچون برابر اصل حاکم در مسئله قران وعترت مبنی برهماهنگی ویگانگی قران کریم ودوده طیبه پیامبر عظیم الشان اسلام حکم هریک حکم دیگری است لذا پاسخ به ندای عترت نیز حیات بخش است . مرگ جاهلی نشان از حیات جاهلانه دارد وزندگانی جاهلی در فرهنگ وحی همسان مرگ است وقران کریم کسانی را که جاهلانه می اندیشند زنده نمی داند (لینذر من کان حیا ویحق القول علی الکافرین ) (2)خدای سبحان در این ایه زنده وکافر را در مقابل هم قرار داده نه مومن وکافر را؛ گویا فرموده است انسان زنده است یا کافر. آن که به مرگ جاهلی از دنیا برود ،جاهلانه زیسته است وهرکه جاهلانه زندگی کند از حیات حقیقی بهره ندارد . آن که امام عصر خویش را نشناسد ودر پرتو خورشید ولایت او قرار نگیرد ،زندگی جاهلانه دارد واز حیات انسانی تهی است گرچه حیات حیوانی دارد همانطور که اگر فردی عالما وعامدا در برابر حقانیت وحقیقت قران خضوع نکند وان را نپذیرد وکلام الهی رانشناسد ،در فرهنگ قران مرده است ،انکه ولایت امام زمان خود را نشناسد یا آن را بر نتابد ، حقیقتا مرده است وهرگز از زندگی قرآنی که هماهنگ با حیات ولایی است بهره ای ندارد. 1-سوره انفال آیه24 2-سوره یس آیه 70 [ 91/02/12 ] [ 17:39 ] [ مهدی ]
![]() [ 91/02/02 ] [ 11:19 ] [ مهدی ]
[ 91/02/02 ] [ 10:30 ] [ مهدی ]
[ 91/02/02 ] [ 10:28 ] [ مهدی ]
[ 91/02/02 ] [ 10:27 ] [ مهدی ]
امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) در سوم ماه جمادی الثانی سال 11 هجری در روز سه شنبه به شهادت رسید! سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند) پس آن دو نفر از اصحاب پیامبر(ص)-ابوبکر و عمر- از امیرالمومنین(ع) خواستند که نزد فاطمه برایشان وساطت نماید. پس امیرالمومنین(ع) از زهرا(س) درخواست کرد تا ایشان را بپذیرد. –و زهرا(س) پذیرفت- پس زمانی که به خدمت فاطمه(س) رسیدند به حضرت عرض کردند: حالت چطور است ای دختر رسول خدا(ص)؟ فرمود: حالم خوب است به حمد خدا. سپس فاطمه(س) فرمود: از پیامبر(ص) نشنیدید که فرمود فاطمه(س) پاره تن من است پس هر کس که وی را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازرد همانا خداوند را آزرده است؟ هر دو گفتند: بله شنیده ایم. حضرت فرمود: پس قسم به خدا شما دو نفر مرا آزردید. پس آن دو نفر از نزد فاطمه(س) رفتند در حالی که حضرت از دستشان غضبناک بود. بحارالأنوار ج : 43 ص : 171 [ 91/02/02 ] [ 10:16 ] [ مهدی ]
[ 91/02/01 ] [ 23:2 ] [ مهدی ]
بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله) اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة به نام خداوند بخشنده مهربان این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست، در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم، خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند. ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن کن و هیچ کسی را اطلاع نده! تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم. (دلائل الامامة، ص42؛ وسائل الشیعه، ج13، ص311؛ بحارالانوار، ج43، ص214) [ 91/02/01 ] [ 22:48 ] [ مهدی ]
|
||
![]() |
آنرابرداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات ،کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم, آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم.
اولین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۵۸ تا ۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیابوده است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می شود.
دکتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می گوید:
بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یکشنبه در حالی که من در اقامتگاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و میخواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر میشود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان میگوید خدا هر در بستهای را میگشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبالاش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون اینکه انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.
ادوادو چند بار به ایران سفر کرده و زیارت حرم امام رضا(ع) مشرف گریده بود. در یکی از این سفرها در هفتم فروردین 1360در نماز جمعه به امامت جمعه آیت الله خامنه ای شرکت می کندکه این تصویرمربوط به این نمازجمعه است.درهمین سفر ادواردو با حضرت امام دیدار کرده و حضرت امام پیشانی ادواردو را می بوسد.
- روزی بهلول وارد قصر هارون شد و چون مسند خلافت را خالی و بلامانع دید جلو رفته و بدون ترس و واهمه بر تخت خلیفه نشست.
غلامان دربار چون آن حال بدیدند، به ضرب چوب و تازیانه بهلول را از تخت پایین کشیدند.
هنگامی که خلیفه وارد شد بهلول را دید که گریه می کند.
از نگهبانان سبب گریه ی او را پرسید گفتند: چون در مکان مخصوص شما نشسته بود او را از آنجا دور کردیم. هارون ایشان را ملامت کرد و بهلول را دلداری داده نوازش نمود.
بهلول گفت: من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو می گریم، زیرا که من چند لحظه در مسند تو نشستم اینقدر صدمه دیدم و اذیت و آزار کشیدم، در این اندیشه ام که تو که یک عمر بر این مسند نشسته ای چه مقدار آزار خواهی کشیدو صدمه خواهی دید، و تو به عاقبت کار خود نمی اندیشی و در فکر کارهای خود نیستی.
روزی بهلول به حمام رفت، ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.
با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده دیناری که به همراه داشت یک جا به استاد حمام داد.
کارگران حمامی چون این بذل و بخشش را بدیدند، همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی نمودند.
بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت. ولی این دفعه تمام کارگران با احترام کامل او را شستشو نموده و بسیار مواظبت نمودند. ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران، بهلول به هنگام خروج فقط یک دینار به آنها داد.
حمامی متغیر گردیده پرسید:« سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست؟»
بهلول گفت:«مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده بودم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شما ادب شده و رعایت مشتری های خود را بکنید.»
زاهدی گفت: روزی به گورستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم پرسیدمش اینجا چه می کنی؟
گفت: با مردمانی همنشینی همی کنم که آزارم نمی دهند، اگر از عقبی غافل شوم یادآوریم می کنند و اگر غایب شوم غیبتم نمی کنند.
بر اثر مجاهدت ها و تلاش های مجاهدان راه حق و منتظران حقیقی مهدی موعود (عج)، جامعه ی بشری می رود
تا خود را آماده ی استقبال از ظهور حجت خداوند متعال نماید. این تلاش ها و مجاهدت ها موجب شده است تا
نشانه های ظهور مهدی (عج) به صورت پی در پی ظاهر شوند و خبر از ظهور مهدی موعود (عج) در آینده ای نزدیک
دهند. نزدیکی ظهور تا آن جا احساس می شود که بسیاری از علمای اسلام، علیرغم همه ی احتیاطاتی که به
خرج می دهند، خبر از نزدیکی ظهور داده اند و تعدادی از آن ها نیز دوره ی حاضر را « عصر ظهور » نامیده اند.
حجتالاسلام والمسلمين قرائتي:
«مستند ظهور نزديك است»
يك دام خطرناك براي مردم و جوانان ما بود
كه به همت روحانيون و متخصصان امر مهدويت جلو آن گرفته شد.
منبع:مرکز خبر حوزه
/هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله/
/این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله/
/یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است/
/این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است/
از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است كه يكي از علماي نجف اشرف كه به قم آمده بود
مي گفت: «مدتي براي رفع مشكلي به مسجد جمكران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم
شكست و عرض كردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار كربلا قمر بني هاشم (ع)
متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند:
«نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلكه شما را راهنمايي مي كنم
كه چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادركني.»
تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان و پیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سدههای دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنیاسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند میدانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دورههای بعد از حکومت حضرت داوود و سلیمان ع که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی میرفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.
مسیح
نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورتهای زیر بیان شده است : 1- الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند. 2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق میگردد. 3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد. 4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگها و بلاهالی سخت و زلزله است.
زرتشت
در گاهان (گاثها) که سرودههای خود زرتشت است و در آنها میتوان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین مینماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده میآید و راه نجات را مییابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار میآید.3
عجل الله تعالى فرجه با عده اى كه خواص اصحابشان هستند يعنى 313 نفر و عده اى غير خواص ظهور كنند ,
بعد دشمنان اسلام را از روى زمين بردارند , امنيت و رفاه و آزادى كامل را بر قرار كنند , آنوقت به ما بگويند
بفرمائيد ! ما انتظار چنين فرجى را داريم و مى گوئيم افضل اعمال هم انتظار فرج است ! ( يعنى بگير و ببند بده
به دست من پهلوان ) .
نه , انتظار فرج داشتن , يعنى انتظار در ركاب امام بودن و جنگيدن و احيانا شهيد شدن .
يعنى آرزوى واقعى وحقيقى مجاهد بودن در راه حق .
نه آرزوى اينكه تو برو كارها را انجام بده بعد كه همه كارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره گيرى شد آنوقت من مى آيم ! مانند قوم موسي